U_T كاربر فعال وضعيت: آفلاين 19 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 37 امتياز: 1570 تشکر کرده: 9 تشکر شده 6 بار در 6 پست
محل سكونت: تهران شلوغ.....
ارسال شده در: چهارشنبه، 26 اسفند ماه ، 1388 07:13:45 موضوع مطلب:
غضنفر شهردار مکه میشه خانه خدا رو میندازه تو طرح!
غضنفر میاد تهرون میره هتل..صبح روز اول میره تو رستوران هتل صبحانه بخوره میبینه تابلو نوشته از ساع 7الی11 صبحانه..از ساعت 11الی 5 ناهار و از ساعت 5الی 11 شب هم شام سرو میشود..پیش خودش میگه پس من کئ وقت کنم برم شهر رو ببینم؟
غضنفر به قسمت شفاهی امتحان پایه یکش میرسه..ساعت سه نیمه شبه شما در کامیونت هستی شاگردتم کنارت خوابه برف هم شدیدا داره میباره جاده یکطرفس اینورت دره اونورتم کوههه..کامیون دیگه از روبروت با سرعت داره میاد طرفت اولین کاری که باید بکنید چیه/ترکه میگه فوری شاگردمو بیدار میکنم.. برای اینکه فکر نکنم اونهم تا حالا تو عمرش همچین تصادفی رو دیده باشه...
غضنفر میره نماز جماعت موقع قنوت یادش میره چی بگه از رو دست بغلیش نگاه میکنه…
به غضنفر میگن شما ایمیل دارید؟میگه نه خیلی ممنون الان ناهار خوردم!
به غضنفر میگن روزی چند ساعت کار میکنی ؟ میگه 25 ساعت . میگن مگه میشه ؟ میگه صبح ها یک ساعت زودتر بلند می شم.
در پی کاهش خنده در سوئیس مقامات این کشور تصمیم به واردات غضنفر کرده اند.
غضنفر از تهران بر میگرده پیش همشهریاش میگه: رفته بودم تهران منو خیلی تحویل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و میخندیدند. تازه این که چیزی نیست اسم یه گل هم روم گذاشته بودند. همشریاش میگن چه گلی؟ میگه اسگل!!!
غضنفر تو سینما وسط نشسته بوده ، دست میکنه تو دماغش و حسابی تمیزش میکنه اما نه دستمال داشته نه میتونسته بلند بشه
به بغل دستیش میگه : آقا لطفاً اینو دست به دست کن بمالش به دیوار
به غضنفر میگن با گوهر جمله بساز میگه تو گو هر موقع منو دیدی گفتی جمله بساز.
کاربرانی که برای این ارسال از U_T تشکر کرده اند tina_sarmad
U_T كاربر فعال وضعيت: آفلاين 19 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 37 امتياز: 1570 تشکر کرده: 9 تشکر شده 6 بار در 6 پست
محل سكونت: تهران شلوغ.....
ارسال شده در: چهارشنبه، 26 اسفند ماه ، 1388 07:23:15 موضوع مطلب:
غضنفر با دوست دخترش میره بیرون. دختره میگه بریم پشت درختا؟ غضنفر میگه آره بریم منم جیش دارم
غضنفر میره دستشوئی زنونه میگیرنش میگن : مگه کوری نمیبینی زنونست؟ میگه من چکار کنم اینجا نوشته: زنا، نه! اونطرف هم نوشته: مردا، نه
غضنفر کیس کامپیوترش رو می بره تعمیرگاه میگه آقا اینو برای ما تعمیرکن. طرف میگه : چه مشکلی داره ؟ میگه : والا نمی دونم چرا چند روزه جا لیوانیش بیرون نمیاد!
غضنفر زنگ می زنه فرودگاه و می گه: شیراز تا تهران چقدر راهه؟ کارمنده می گه: یه لحظه… غضنفر می گه: خیلی ممنون! و قطع می کنه.
دعای غضنفر بعد از نماز: خدایا! مواظب خودت باش!
از غضنفر می پرسن که برای بستن یک لامپ به چند نفر احتیاج داری؟ می گه ۳ نفر. می گن چرا ۳ نفر ؟ میگه: یه نفر میره بالا نردبون لامپ رو بگیره .. دو نفر هم از پایین، نردبون رو بچرخوونند.
پسر ترکه تو پارک با یه دختره قرار گذاشته بوده ، بعد همین که داشتن حرف میزدن یهو دختره میگه : وای بابام از دور داره میاد ترکه : بابات تا حالا منو دیده ؟ دختره : نه ترکه: اینکه ترس نداره ، بهش بگو من داداشتم
به غضنفر میگن : سگتون بچه ی ما را گاز گرفته . میگه : اولا سگ ما گاز نمیگیره . دوما سگ ما همیشه بسته است . سوما ما سگ نداریم
به غضنفر میگن : با لوستر جمله بسازد میگه : من ۳ تا دختر دارم یکی از یکی لوستر
از غضنفر می پرسن؟ چه طوری ترک شدی ؟می گه: اولش تفریحی بود
غضنفر میره تلویزیون رو روشن میکنه کانال 1 یه آخوند داشته صحبت میکرده
کانال 2، 2 تا آخوند داشتن بحث میکردن
کانال 3 یه برنامه داشته با عنوان سمینار روحانیون حوزه علمیه
کانال چهار میزنه میبینه سمینار روحانیون شهر تهرانه 200-300 تا آخوند توشن
کانال 5 میزنه میبینه سمینار سراسری کشوری روحانیونه که 20000-30000 نفر آخوند شرکت کردن... یه دفعه غضنفر داد میزنه:
آهای سکینه هوی زود اون نفت و بیار لونشونو پیدا کردم........
غضنفر میره تلویزیون رو روشن میکنه میبینه کانال یک قران داره کانال 2 قران داره .... کانال 5 هم قران داره....سیم تلویزیون رو از برق در میاره بوسش میکنه میزاره بالا تاقچه....
به غضنفر می گن نظر شما راجع به ماه رمضان چیه ؟ می گه والا خیلی خوبه فقط یه ذره زولبیا بامیه اش رو زیاد کنن بهتر می شه
مناجات غضنفر باخدا : خدایا ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال یک بار آن هم در یک کشور برگزار کن
tina_sarmad كاربر خوب وضعيت: آفلاين 26 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 127 امتياز: 13719 تشکر کرده: 23 تشکر شده 23 بار در 22 پست
محل سكونت: gorgan
ارسال شده در: جمعه، 28 اسفند ماه ، 1388 01:37:07 موضوع مطلب:
!!! نحوه پذیرش در بیمارستان روانی !!!
هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی، از روانپزشک پرسیدم: شما چطور میفهمید که یک
بیمار روانی به بستری شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخوری، یک فنجان و یک سطل جلوی بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالی کند.
من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادی باید سطل را بردارد چون بزرگتر است.
روانپزشک گفت: نه عزیزم! آدم عادی درپوش زیر آب وان را بر میدارد. شما میخواهید تختتان کنار پنجره باشد؟
بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا میکردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها میگه: نه آقا اشتباهی آمدید!
انواع مرد: اروپايي:يه زن داره يه دوست دختر(زنشو بيشتر از دوست دخترش دوست داره) امريکايي: يه زن داره يه دوست دختر(دوست دخترشو بيشتراز زنش دوست داره) ايراني:يه زن داره سي تا دوست دختر(ننه اش رو از همه بيشتر دوست داره......ا
قضنفراز كنار جن رد ميشه...جن ميگه بسم الله اين ديگه كي بود
قضنفرو به زور وادار به نماز خوندن مي کنن. بعد مي بينن نشسته داره همين جوري دعا مي کنه. ميرن گوش ميدن مي بينن ميگه: خدايا اينا من و بزور وادار کردن به نماز خوندن، تو خودت قبول نکن
قضنفرميره خونه ، از سوراخ در ميبينه يکي با زنشه ! ميگه : اين که زنمه ، اونم لابد خودمم . پس اين بي ناموس کيه داره از سوراخ در ديد مي زنه ؟!!
غضنفر و دوستش تصميم مي گيرند فارسي حرف بزنند.
اولي: پا شو!
دومي: نمي پاشم!
اولي: نمي پاشم چيه؟ بايد بگي پاشيده نمي شوم!
غضنفر زنشو بدجوري مي زده، ازش مي پرسن چي کار کرده که مي زنيش؟ مي گه اگه مي دونستم که مي کشتمش
به غضنفر ميگن: يه ميوه خوشمزه، آبدار و شيرين نام ببر.
ميگه: خيار!
بهش ميگن: خيار کجاش آبدار و شيرينه؟
غضنفر ميگه: با چايي شيرين بخور، نظرت عوض ميشه!
tina_sarmad كاربر خوب وضعيت: آفلاين 26 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 127 امتياز: 13719 تشکر کرده: 23 تشکر شده 23 بار در 22 پست
محل سكونت: gorgan
ارسال شده در: پنجشنبه، 18 شهريور ماه ، 1389 11:12:23 موضوع مطلب:
به لره میگن اگه یه دختر بهت پا بده چی کار میکنی
میگه میدمش به یه جانباز
_________________
دعاي يك شيرازي: خدايا من حوصله ي اومدن به راه راستو ندارم... خودت راه راستو به طرفم كج كن
يه بنده خدا پتروس فداكار رو با دهقان فداكار قاطي مي كنه، ميره انگشت مي كنه تو باسن راننده قطار
_________________
دختره هر روز دير مي رفت مدرسه. معلم ازش دليلشو پرسيد. دختره گفت : خانم هر روز صبح که من ميام مدرسه يه پسره تو راه هي دنبال من مياد. معلمه گفت: بهش کاري نداشته باش سرتو بنداز پايين و بيا. دختره گفت: خانم من که ميام، اون يواش يواش مياد
_________________
يه امريكاييه ميخواد حال اردبيليه رو بگيره ميبرتش امريكا بهش ميگه زمين رو بكن اونم ميكنه بعد از ده متر كندن ميرسن به يه سيم . امريكاييه ميگه اين يعني ما صد سال پيش تلفن داشتيم تركه ميگه حالا تو بيا بريم اردبيل. اونجا بهش يه بيل ميده ميگه بكن صد متر ميكنن به هيچي نميرسن تركه ميگه اين يعني ما صد سال پيش موبايل داشتيم!
ببخشيد اگه غضننفر نبود جكام ولي اينا همشون دوستاي غضنفر بودن